در هردو كشور سه دين مخلوط شدند ولي تركيب نشدند1. اين مخلوط بغرنجتر هم بود، چون دينهاي ديگر هم وجود داشت، بيش از همه اسلام، يهود، مسيحيت نسطوري و كاتوليك.
همهٴ اين اديان دين كنفوسيوس را بهرسميت شناخته بودند، چون بدون آن وجودشان تحمل نميشد، كسي انتظار نداشت آنان در برابر دين تائو يا بودايي سر فرود آورند. ولي دين بودايي در دل مردم چنان جا گرفته بود، كه بهتر بود با آن دوستانه برخورد شود. نمونهٴ جالبي از نمادهاي اسلامي ـ بودايي را در صومعهٴ پنج گل ميتوان ديد كه توسط سيداجلّ2 امير يوننان و وزير مسلمان او در سال 1277 آن را در يوننان ـ فو بنا كرد
( ¿ يادداشت مربوط به مسلمانان چين در فصل بيست و دوم). يك معبد بودايي بهوسيلهٴ يك مسلمان ساخته شد! ماجراي آن در ضمن كتيبهاي بيان شده كه هنوز باقي است.
نيازي به گفتوگو از مسيحيان چين نيست، چون در اين كتاب بارها اشاره كردهايم، ولي داستان يهوديان چين كمتر شناخته شده است. منبع نهايي براي كسب اطلاعات دربارهٴ آنان درگروهي از كتيبههاي يهوديان چيني در كئانفنگفو، هُنان است، دستكم از سال 1163 به بعد.
در سال 1421، ين چئنگ پزشك يهودي اجازه يافت تا امپراتور را مداوا كند. بعداً، او را به حكومت چكيانگ گماشتند.
سه ديني كه ما نسطوري، زرتشتي و مانوي ميناميم به چينيچينگ چيائو (تا ـ چئين)، هو چيائو (هسين، مو ـ هو)، و مو ـ ني ناميده ميشدند؛ ولي بعداً، با يك نام كلي در هم مخلوط شدند، يعني سه دين خارجي.3 مثلاً در فرمان وو تسونگ امپراتور تائويي چين در سال 845، در مورد عُرفيسازي، اين سه دين را با هم با يك عنوان كلي وائي ـ كو يعني خارجي گردآوردهاند (مقدمه 1، ص 544)4.
ح. مترجمان
در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم، كتابهايي از نُه زبان به زبانهاي ديگر ترجمه شد. در نيمهٴ دوم
Ignatius Ying-k The secularization decree of Wu-tsung (Catholic University Peking bulletin no.6,p.119-24, July 1929 )
يينگ ـ كي، واژهٴ مو ـ هو را محمديان ترجمه كرده، كه يقين دارم غلط است. در
فرهنگ جيلز (ص 1001، 1912)؛ مو ـ مين يعني مسلمان، مو ـ هو، يعني زرتشتي.